حکمت یعنی این ؟؟

ای خدا..چرا همه جمله هام با ای خدا شروع میشه؟چون میدونم غیر از خودت هیچ کی نمیتونه کمکم کنه..

خدایا با من بیا تا برات بگم از رنجام..از غصه هام..از اون بالا که نشستی آدما خیلی کوچیکن پس حتما غمشون هم برات کوچیکه..

اما من این پایین یه آدم بزرگ غصه هام داره از پا منو در میاره هیچ کاری هم جز ناله کردن نمیتونم بکن..

هیچ کاری کاری نمیتونم بکنم جز اینکه همش باهات حرف بزنم و به امید اینکه درست میشه و چند وقت همچین یه تو گوشی بهم بزنی که من به کل از همزبونی باهات پشیمون بشم..

آره میدونی چی میگم خودت خوب میدونی...

فردا عروسی گلشنه..چند روز پیش که کارتشو دیدم اشک تو چشام

نشست..واینک وصال..................

امروز هم رفتیم لباسشو پرو کرد خیلی خوشگل بود و من بازم گریه ام گرفت..

ازدواج کردن مهم نیست مهم با کی ازدواج کردنه و گلشن با عشقش ازدواج کرد...

مرضیه با عشقش،نعیمه با عشقش،زهرا با عشقش،فرزانه با عشقش

فقط این وسط مریم تنها موند...

خدایا به نظرت الان من خوشبختم؟به نظرت همه چی تو زندگی من عالیه؟

به نظرت مصلحت من واقعا در این بوده؟

پس چرا من انقدر گریونم؟چرا خودم به حال خودم دلم میسوزه؟چرا حسرت زندگی همه رو میخورم؟؟

خدایه کی میایی پیشم؟من خسته شدم خدا تو که باید بهتر از هر کسی بدونی..

چرا با من این کارا رو میکنی؟

یعنی فقط من گناهکارم و من باید تاوان پس بدم؟دیگران پاک و منزه هستن؟

ای خدااا......همه خوشبختن اما من چی.؟؟؟چرا فقط قسمت من نیست با عشقم باشه؟؟

خدایا به خودت قسم زجرم دادی بیشتر از توانم...کفاره گناهای چند سال دیگه رو هم این چند وقته ازم گرفت..

تمومش کن دیگه..ای بزرگ..ای مهربون...

فوش بهت میدم جواب نمیدی...قربون صدقه ات میرم جواب نمبدی..

دیگه من چ ی ک ا ر ب ا ی د ب ک ن م...؟

گریه دیگه فایده نداشت رفت و منو تنها گذاشت....

/ 0 نظر / 11 بازدید