غصه

سلام عزیزم...

دلم خیلی تنگه..خیلی..برای همه چی..بعضی وقتا فکر میکنم اونقدر که دل من برات تنگ شده تو این عالم دل کسی تنگ شده؟

اما بعد به خودم میگم آره دل غمگین تر از منم هست..دل تنگ تر از منم هست..

ولی دل من اندازه خودش خیلی برات تنگ شده..١٢اسفند درست میشه یک ساااااااااااااااااااااااااااااااااااال که ندیدمت..

خدایا من چرا زنده ام؟؟هدف آفرینش من چیه؟؟غصه خوردن؟حسرت کشیدن..؟

خداجون خودت به مریم رحم کن..مریم دیگه طاقت نداره..دیگه خسته شده..

خسته شدم از بس خندیدم..خسته شدم از بس شبا گریه میکنم..

خسته شدم سرمو تو بالش میکنم تا هق هقمو کسی نشنوه..

خسته شدم ازبس گفتم درست میشه و هیچی  هم درست نمیشه..

وای..این سال سیاه ٨٨ کی تموم میشه؟

یادمه لحظه تحویل سال وقتی بهت زنگ زدم سال نو رو بهت تبریک بگم

گفتی مریم منتظر اتفاقای خوب باش...اماااااااا چند روز بعدش بدترین اتفاق زندگیم افتاد..

خدایا آخه یه دفعه چی شد؟؟سال٨٨ چه سال نحسی بود....خیلی نحس بود نه فقط برای رفتن تو..واسه خسلی چیزای دیگه..

دلم میخواد بمیرم اما وقتی خوب فکر میکنم میبینم از مرگ میترسم

دارم تمرین میکنم ازت بدم بیاد...دارم بدیهاتو میشمارم..باید بتمو بشکنم

باید عزیزمو بکشم....

خدایا میگن خدا به موقع میرسه..موقعش کیه خدا که از راه برسی؟؟

کاشکی باغبون میفهمید دیگه طاقتم تمومه....

/ 0 نظر / 7 بازدید